ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

22

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

فرخ خان ، فراماسونرى در ايران تقريبا انتشار يافت و حتى تا نزديك‌ترين اطرافيان شاه رسوخ كرد تا به جائى كه بسيارى از ملانماها و سادات نيز پايشان به اين جمع كشيده شد . جلسات مخفى تشكيل مىشد و لابد صحنه‌هاى جالب توجهى از فداكارى و گذشت در آن اجتماعات وجود داشته كه آدمى را به ياد طرفداران سن سيمون در دورهء انفانتن مىانداخته است . سرانجام شاه عنان شكيب از دست داد و با تمام قوا به مقابله برخاست و رؤساى فراموشخانه را تهديد به مرگ كرد ؛ بسيارى هم در زندانها و تبعيد كفاره وفادارى و حميت خود را دادند . در ايران از هر جمعيت پنهانى واهمه دارند و مىترسند كه مبادا آنان پس از چندى به اقداماتى عليه حكومت و كارهاى خلاف آن دست بزنند و درنتيجه بنيان قدرت موجود را بلرزه بيفكنند . سلام كردن بين همهء مسلمانان به يك نهج است . كسى كه وارد مىشود مىگويد ؛ « سلام عليكم » كه در جواب آن مىگويند « و عليكم السلام و رحمت - الله » . به هنگام خداحافظى صاحبخانه مىگويد : « خوش آمدى ، صفا آوردى ، مشرف ، مزين » . و كسى كه مىخواهد از خانه خارج شود مىگويد : « لطف عالى كم نشود » يا « سايهء شما كم نشود » . معمولا اين عبارات سلام و عليك را براى غير مسلمانان به كار نمىبرند ، زيرا فكر مىكنند كه آثارى از مسلمانى در اين عبارات نهفته است « 7 » ؛ پس در نتيجه با آنها با مشتى از كلمات و عبارات تعارف‌آميز و پرسشهائى كه متوجه حال مزاجى طرف صحبت است روبرو مىشوند . زيردستان رؤساى خود را با حركت دست از زانو به طرف قوزك پا به علامت عبوديت و فرمانبردارى سلام مىگويند . در بسيارى از مناطق به جاى سلام كردن به هم مىگويند : اوغور باشد . حرص و ولع براى به كار بردن تعارفات و القاب در خطاب حد و حصرى ندارد . به يكديگر شريف ، سركار و جناب مىگويند . حتى دو مستخدم كه در خانهء اعيان به كار مشغولند وقتى بهم مىرسند از به كار بردن لفظ سركار در حق يكديگر دريغ نمىورزند . به هنگام خطاب كمتر ممكن است به اسم تنها اكتفا كنند ، بلكه كلمهء ميرزا را جلو اسم مىگذارند يا عنوان خان يا بگ را به دنبال نام مىآورند . در مورد زنان خانم يا حد اقل كلمهء تركى باجى به كار برده مىشود . كسى كه به زيارت خانهء خدا رفته باشد داراى عنوان حاجى است ؛ كسانى كه به زيارت كربلا و مشهد رفته‌اند به اسم خود نام كربلائى و مشهدى را مىافزايند . لعن و نفرينها و فحشهاى ايرانيان نيز از مميزات آنهاست . معمولا هدف فحش شخص نيست بلكه خانوادهء او بخصوص پدر ، زن يا قبور گذشتگان وى است ، زيرا برحسب مفهومى كه زندگى خانوادگى دارد فحش به خانواده بسى ناگوارتر از دشنام به فرد مخاطب است . رايج‌ترين آنها عبارت از « پدرسوخته » و « پدرسگ » است كه كلمهء اخير را تركىزبانها به « كپى اوغلو » ترجمه مىكنند . اغلب فحشهائى كه براى زنان به كار مىرود چندان ركيك است كه به ترجمهء آنها مجاز نيستم و اين كلمات قبيح را اغلب از دهان

--> ( 7 ) . مسلمانان مىگويند كه سلام و اسلام هر دو از يك كلمهء واحد مشتق شده‌اند .